برای من نوشته، گذشته ها گذشته، تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم ، برای تو هوس بود، ولی برای من نفس بود
كاشكی خبر نداشتی، دیونه نگاتم
یه مشت خاك ناچیز، افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت، نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم ، تا وقت جون دادان باهاتم
نوشته هرچه بود تموم شد، نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم، نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد، نوشتم دل توی قفس مرد
كاشكی نبسته بودم، زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم، به سادگی فریب حرفات
لعنت به من كه آسون، به یك نگات شكستم
به این دل دیونه، راه گریز و ساده بستم
دستتو بذار تو دستم، بیا فردارو بسازیم
اگه با همدیگه باشیم، میشه دنیارو بسازیم
دلخوشم به بودن تو، با تو میشه همسفر شد
میشه از جاده نترسید، میشه رفت و تازه تر شد
این مسیر بی نهایت، گاهی سخته گاهی ساده
زندگی یعنی گذشتن، حتی با پای پیاده
دوست دارم حرف دلت رو، هر چی که باشه بدونم
اگه قولی به تو میدم، پای وعده هام بمونم

